Tuesday, December 27, 2005

اشرف مخلوقات

به انسان اشرف مخلوقات مي‌گويند، چون قدرت تفكر دارد. ولي واقعا اين طور است؟ ممكن است از يك جهاتي درست باشد ولي ازيك طرف هم انسان گاهي كارهاي احمقانه‌اي ميكند كه از هيچ حيواني سر نمي زند. فرض كنيد كه يك آدم فضايي هستيد و از ستاره‌اي دور مشغول تماشاي انسانهاي زمين هستيد:قضاوت شما در مورد انسانها چيست؟ مثلا فرض كنيد از آن بالا يك مسابقه فوتبال را تماشا كنيد. واقعا گيج مي‌شويد. ولي براي جلوه‌هاي حماقت بشر نيازي به ديد فضايي نيست. يك نگاهي به همين دور و برتان بكنيد. به نظر شما احمقانه‌ترين ساخته يا كار بشر چيست؟ اصلا شايد من هم مثل شبنم به بهترين پيشنهاد جايزه دادم. پس بجنبيد و مظاهر حماقت بشر را بيابيد
پيشنهاد خود من: گل مصنوعي

Saturday, December 17, 2005

ساعت

صبح كه ميرم سر كار حساب مي‌كنم مي بينم ساعت در استراليا تقريباً 2 بعد از ظهره و احتمالاً بچه‌ها مشغول خواب بعد از ظهرند. عصرها هم كه حدود 5 تا 6 بعد از ظهر ميام خونه، و مي‌خوام به بچه‌ها زنگ بزنم، ميبينم الان استراليا شب شده و همه خوابند. راستي تجل شماها كه همش خوابين پس كي كار ميكنيد؟كي پژوهش مي‌كنيد؟ احتمالاً دليل پيشرفته بودن كشور ما هم همينه
پس‌نوشت: اين اولين باري است كه در خانه بلاگ مينويسم، نه سر كار.
تحرير شد در ساعت 14 به وقت تهران برابر با 9 شب آدلايد

Saturday, December 10, 2005

قار قار

باز هم مشغول كارم. كلاغي روي درخت چنار باغ كناري نشسته و قار قار مي‌كند. البته اين اسم مسخره‌اي است كه ما روي صداي اين پرنده گذاشته‌ايم. مي‌گويند كلاغ صد سال عمر ميكند. يعني شايد اين كلاغ رضاشاه را هم ديده باشد، كسي چه مي‌داند. و تو باور ميكني كه صد سال ديدن و شنيدن را بتواني فقط با سه حرف ق ا ر تعريف كني؟ ديوانه مي‌شوي. ولي شايد هم رمز بقاي اين جانور همين باشد. شايد قسمت كوچكي از مغزش با خاطرات انباشته مي‌شود وبراي ارتباط صوتي‌اش با ساير همنوعان به همين چند نواي گوشخراش بسنده مي‌كند؛ و يك سوال؟ تو مي‌داني تعريف خوشبختي چيست؟
قارقار